تبليغاتX
๑۩۞۩ گه گاه گداری ۩۞۩๑

این عکس یکی از دوستان است که مرده سقط شده بیچاره

اینم شمارشه ۰۹۳۵۳۹۳۷۴۷۳

گفتم شاید خواستید باهاش صحبت کنید زیر خاک گناه داره اون زیر تنهاست

+ نوشته شده در ساعت 20:14 توسط مهرداد |

از طرف رضا

تهرانی

+ نوشته شده در ساعت 18:56 توسط مهرداد |

زیباترین
 
زيباترين تصويري که در
زندگانيم ديدم نگاه
عاشقانه و معصومانه تو بود.

زيباترين سخني که
شنيدم سکوت دوست
داشتني تو بود.

زيباترين احساساتم
گفتن دوست داشتن تو بود.

زيباترين انتظار
زندگيم حسرت ديدار تو بود.

زيباترين لحظه زندگيم
لحظه با تو بودن بود.

زيباترين هديه عمرم
محبت تو بود.

زيباترين تنهاييم
گريه براي تو بود.

زيباترين اعترافم عشق
تو بود.
 

                                                                           نویسنده:یکی بنده بیچاره

 

 

نشاني
 
خانه دوست كجاست ؟ در فلق بود كه پرسيد سوار
آسمان مكثي كرد
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن ها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت
نرسيده به درخت
كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه ي پرهاي صداقت آبي است
مي روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ سر بدر مي آرد
پس به سمت گل تنهايي مي پيچي
دو قدم مانده به گل
پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني
و ترا ترسي شفاف فرا مي گيرد
در صميميت سيال فضا خش خشي مي شنوي
كودكي مي بيني
رفته از كاج بلندي بالا جوجه بردارد از لانه نور
و از او مي پرسي
خانه دوست كجاست؟

                                                                                         نویسنده:سهراب سپهری

 

+ نوشته شده در ساعت 0:9 توسط مهرداد |

دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو پوستتو بکنم مي دوني چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سيب رو بکنه بايد همش دورش بگرده

                  *.*.*.*.*.*. *.*

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارمر
                            *.*.*.*.*.*. *.*

هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند
                           *.*.*.*.*.*. *.*

عشق و دوست داشتن از پي هم مي آيند ، اما هر گز در يک خانه منزل نمي کنند
                           *.*.*.*.*.*. *.*
آرزويم اينست ... نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد... نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز... و به اندازه هر روز تو عاشق باشي عاشق آنکه تو را مي خواهد و به لبخند تو از خويش رها مي گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه

                            *.*.*.*.*.*. *.*
من تو را دوست دارم نه بدان رو كه بتو محتاجم. بلكه به تو محتاجم چون دوستت دارم

                             *.*.*.*.*.*. *

شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش:
من كه شب بودم

و شب هستم

و شب خواهم بود

به اميدي كه تو فانوس شب من باشي
 
                         *.*.*.*.*.*. *.*
زماني كه فكر ميكني در 7 تا آسمون يه ستاره هم نداري يكي يه گوشه ي دنياست كه براي ديدنت لحظه شماري ميكنه

                           *.*.*.*.*.*. *.*
تا حالا كفشاتو نگاه كردي؟؟؟
!!!
دو تا عاشق:دو تا همراه كه بي هم ميميرن, با هم خاكي ميشن , بدون هم زير بارون نميرن , كاش آدما هم يكم از كفشاشون ياد بگيرن
.
                          *.*.*.*.*.*. *.*

كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود

كاش اگر گاه به هم كمي لطف ميكرديم

مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
 
                          *.*.*.*.*.*. *.*
عشق از دوستي پرسيد:فرق من و تو چيست؟

دوستي گفت من آدمارو با سلام آشنا ميكنم((تو با نگاه
))
من آدما رو با دروغ جدا ميكنم((تو با مررررررررررررررررررگ
)) 
                          *.*.*.*.*.*. *.*

اشك تنها موجودي است كه چون از چشم مي افتد عزيز ميشود
                        *.*.*.*.*.*. *.* .*

براي هزارمين بار پرسيد:تاحالا شده من دلت را بشكنم؟
منم براي هزارمين بار به دروغ گفتم نه هيچ وقت
!!!
تا مبادا دلش بشكنه
.
                        *.*.*.*.*.*. *.*

اگريادم كنى يانه،من ازيادت نمي كاهم ، تورامن چشم درراهم،تورامن چشم درراهم .         

             *.*.*.*.*.*. *.*

هرگزبراي عاشق شدن به دنبال باران و بابونه نباشي گاهي در انتهاي خارهاي يك كاكتوس به غنچه اي مي رسي كه ماه را بر لبانت مي نشاند 
                         *.*.*.*.*.*. *.*
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کني
 
                         *.*.*.*.*.*. *.*
موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم

                        *.*.*.*.*.*. *.*
به حساب بانکي شما مليونها بوسه عشق واريز کردم شما مي توانيد بطور شبانه روزي از طريق مهر کارت برداشت نمائيد

                       *.*.*.*.*.*. *.*

به من گفتي که دل دريا کن اي دوست همه دريا از آن ما کن اي دوست دلم دريا شد ودادم به دستت مکش دريا به خون پروا کن اي دوست
                      *.*.*.*.*.*. *.*
عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد ديوانه نيست / عشق آن نيست كه در كنارش باشي عشق آن است كه به يادش باشي

                      *.*.*.*.*.*. *.*

وقتي داري فکر مي کني که من دارم فکر مي کنم که تو داري فکر مي کني که من به چي فکر مي کنم دلم مي خواد که فکر کني که من به تو فکر مي کنم
                      *.*.*.*.*.*. *.*
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

                      *.*.*.*.*.*. *.*
عشق رازي است مقدس . براي کساني که عاشقند ، عشق براي هميشه بي کلام ميماند ؛ اما براي کساني که عشق نمي ورزند ، عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست
 
                      *.*.*.*.*.*. *.*

 در خواب ناز بودم شبي ديدم كسي در ميزند.. در را گشودم روي او ديدم غم است در ميزند. اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا غم با همه بيگانگي هر شب به من سر ميزند
                     *.*.*.*.*.*. *.*

تو رفته اي بي من تنها سفر كني من مانده ام كه بي تو شب ها سحر كنم تو رفته اي كه عشق من از سر به در كني من مانده ام كه عشق تو را تاج سر كنم
                     *.*.*.*.*.*. *.*
هيچ کس لياقت اشکهاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي داشته باشد باعث اشک ريختن تو نميشود
 
                    *.*.*.*.*.*. *.*
خداوند آتش را آفريد تا ارزش آب را بدانيم وخلا زاييده شد تا ارزش هوا را بدانيم و بعد مرگ آمد تا ارزش زندگي را بشناسيم
 
                    *.*.*.*.*.*. *.*
فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا

                    *.*.*.*.*.*. *.*

آدماي عاشق? چشماشمن بستس نميشه فهميد چي تو کلشون مي گذره! قصه ي اولين عشق و عاشقي! يه دروغ بزرگه ازش نپرسي بهتره! شل هي! جدايي خيلي سخته! اين و تو نمي فهمي. اما حد اقل سعي کن درک کني...
                    *.*.*.*.*.*. *.*
عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتي. زندگيم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندي، کاش روزي آن را برگرداني. عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتي. عشقم را به تو هديه کردم آن را دور انداختي، کاش روزي آن را به من بر گرداني
...
                    *.*.*.*.*.*. *.*
بارون نباش كه با التماس خودت رو به شيشه بكوبي ... ابر باش كه همه منت باريدن تو رو بكشن

                   *.*.*.*.*.*. *.*
خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم

                    *.*.*.*.*.*. *.*
و در پايان: پیامبر اكرم(ص) فرمودند: همنشین خوب بهتر از تنهایى است و تنهایى بهتر از همنشین بد

+ نوشته شده در ساعت 1:46 توسط مهرداد |

. روابط دانشجو با استاد
2. روابط دانشجو با دانشجو
3. روابط استاد با دانشجو
4. روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس



1. روابط دانشجو با استاد

الف: دانشجو دختر است و استاد مرد:
1. دانشجو خودشيريني مي کند به هدف نمره.
2. دانشجو خودشيريني مي کند به هدف استاد.
معمولا در دوحالت فوق، دانشجو به هدف خود ميرسد.

ب. دانشجو پسر است و استاد مرد:
1. دانشجو و استاد چشم ديدن يکديگر راهم ندارند.
2. دانشجو و استاد خيلي رفيق مي شوند يه طوري که شوخيهاي آنها را نمي توان به قلم آورد.
3. نقش سنگ را براي هم بازي مي کنند.
معمولا در هيچ کدام از حالات فوق هيچ کدام از طرفين هدفي را دنبال نمي کنند.


2. روابط دانشجو با دانشجو

الف: پسر با پسر: استغفرالاه!

ب: دختر با دختر: خدا اون روزو نياره!

ج: پسر با دختر: آهان رسيديم سر اصل مطلب!:
1. روابط در حد نگاه; نهايت رابطه: آمار گيري
2. روابط در حد سلام و عليک; نهايت رابطه: احوال پرسي
3. روابط در حد جزوه دادن و جزوه گرفتن; نهايت رابطه: کپي جزوه ها
4. روابط در حدسالي يکبار تور يکروزه تفريحي ; نهايت رابطه: سالي دوبار تور يکروزه تفريحي!
5. روابط در حد پارتيهاي دوره اي; نهايت رابطه: روم نمي شه بگم!
6. روابط در حد درس خواندنهاي دست جمعي; نهايت رابطه: اضافه شدن به تعداد مرغ عشقهاي عالم!
7. روابط در حد مرغ عشق; نهايت رابطه: ...(چي بگم والا!)


3. روابط استاد با دانشجو:

الف: استاد مرد است و دانشجو دختر:
1. استاد از دماغ فيل افتاده است و هيچکس را تحويل نمي گيرد.
2. استاد هم مجرد است هم شکارچي!
3. استاد دنبال بهانه اي مي گردد تا نمره بذل و بخشش کند.

ب: استاد مرد است و دانشجو پسر:
اتفاقات تکراري است.

ج: استاد زن است و دانشجو دختر يا پسر:
استاد بنده خدا کار خودش را مي کند و دانشجو ها براي خودشان آتيش مي سوزانند.


4. روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس

معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلبها رسميت پيدا مي کند. گاهي اوقات هم بعضيها موش ميدوانند.

نمیدونم مطلب طنزی بود یا نه شما بگید؟

+ نوشته شده در ساعت 2:15 توسط مهرداد |

اتل، متل، توتوله!
 
وزارت ارشاد در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبنی بر ممیزی شدید و عدم ارائه مجوز نشر به آثارشان، جوابیه‌ای بدین شرح صادر نمود:
شاعران، نویسندگان، ناشران و خوانندگان عزیز؛ متاسفانه جریان خزنده‌ای که سالهاست قصد ترویج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبیات کشورمان دارد باعث شده کار ممیزی آثار با دقت بیشتری انجام شود. به عنوان مثال به یکی از اشعار مستهجن سالهای اخیر دقت کنید:
اتل، متل، توتوله / گاو حسن چه‌جوره؟
نه شیر داره نه پستون
شیرشو بردن هندستون
یک زن کردی بستون
اسمشو بزار عمقزی / دور کلاش قرمزی
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین
شعر فوق بنابه‌دلایل زیر، قابلیت دریافت مجوز چاپ ندارد:
۱- عدم رعایت قواعد ادبی: هر انسان بالغی متوجه این مساله می‌شود که دو کلمه توتوله و چه‌جوره هم‌قافیه نیستند و به همین دلیل کل شعر زیر سوال می‌رود.
۲- ترویج فحشا: واژه توتوله با یک کلمه بسیار زشت هم‌قافیه و هم‌وزن است.
۳- وابستگی به اجانب: گاو حسن خواننده را به یاد فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی می‌اندازد و چون مهرجویی از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهیونیزم است به نظر می‌رسد که شاعر این شعر نیز با وی همدست می‌باشد.
۴- بدآموزی: کلمه پستون مصداق کامل بدآموزی بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نیز تحریک احساسات و عواطف و باقی چیزهای ملت همیشه در صحنه می‌شود.
۵- نشر اکاذیب: شاعر می‌گوید گاو حسن شیر ندارد در حالیکه در بیت بعدی از صادرات شیر این گاو به هندوستان حرف می‌زند. گاوی که شیر ندارد چگونه شیرش را به هندوستان صادر می‌کنند؟
۶- بی‌توجهی به منافع ملی: هندوستان در پرونده هسته‌ای کشورمان بارها نامردی کرده است. بنابراین شاعر موظف است به جای صادرات شیر به هندوستان، آن را به برادرانمان در ونزوئلا، فلسطین و لبنان تقدیم کند.
۷- اقدام علیه امنیت ملی: ستاندن یک زن کردی و گذاشتن یک اسم ترکی روی آن (عمقزی)، باعث تحریک قومیتها و اخلال در امنیت ملی می‌شود.
۸- تشویق به بی‌حجابی: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روی سر در حالیکه چادر تنها نوع حجاب محسوب می‌شود، مصداق ترویج بدحجابی است.
علیرغم تمامی ایرادات وارده، از آنجاییکه دغدغه اصلی ما آزادی بیان و اندیشه است لذا تصمیم گرفتیم مجوز نشر شعر مذکور را با تغییراتی اندک! صادر کنیم:
اتل، متل، زباله / گاو قلی باحاله!
هم شیر داره هم آستین
شیرشو بردن فلسطین
بگیر یک زن راستین
اسمشو بزار حکیمه / چادرشم ضخیمه
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین!
همچنین به اطلاع شاعران و مولفان عزیز می‌رساند که با دریافت مبلغی مختصر، آثار شما را قابل چاپ می‌نماییم.
با تشكر



برگرفته از لینک khalvat.com

+ نوشته شده در ساعت 1:11 توسط مهرداد |

یک جمله از کانت

عالم دو چيز از همه زيباتر است : آسماني پرستاره و وجداني آسوده.

گر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
چرا غمگيني؟عاشق شدم!!!! آيا عشق شيرين است؟بله....شيرين تر از زندگي!!!! چرا تنهايي؟ويژگي عاشق هاست!!!! لذت تنهايي چيست؟فکر به او و خاطرات و!!!! چرا مي روي؟براي اينکه او رفت!!!! دلت کجاست؟پيش او!!!! قلبت کجاست؟او برده!!!! پس حتما بي رحم بوده؟نه...اصلا!!!! چرا؟چون باز هم او را مي پرستم
اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است
وقتي که من دارم فكر مي كنم وتو داري فكر مي كني كه من دارم به چي فکر مي کنم دوست دارم که فکر کني که دارم به تو فکر مي کنم
بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند
 کاري نکنيم که روزي حتي خودمان هم باور نکنيم که داريم دروغ مي گوييم آن هم به خودمان و کاري نکنيم که روزي به خدا هم دروغ بگوييم و اي کاش روزي مردم با صداقتي همچون صداقت چشمهاشان با هم سخن بگويند پروانه سوخت شمع فرو مرد شب گذشت اي واي من که قصه دل نا تمام ماند
اگر ان شب نگاهم نمي کردي اگر در ان شب تاريک بر اين تنهاتر از تنهايي چشمک نمي زدي اگر در اولين حرفم باورم نمي کردي اگر نمي ماندي و مي رفتي من ديگر اين که هستم نبودم
 اي آفتاب خوبان، مي‏جوشد اندرونم يك ساعتم بگنجان در سايه عنايت غلام همت آن رند عاقبت سوزم كه در گدا صفتي كيمياگري داند
 از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هست که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من.. گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد  
سكوتم را به باران هديه كردم/ تمام زندگي را گريه كردم/ نبودي در فراق شانه‌هايت / به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
یک قطعه سروده شده از 
 فریدون مشیری
 
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم ، همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم ، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد ، باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد ، يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم ، ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت ، من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام ، بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب ، شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ ، همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن ، لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب آيينه عشق گذران است ، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است ، تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم ، سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد ، چون كبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي من نه رميدم نه گسستم ، بازگفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم ، حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم ، اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت ، اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد ، يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم ، نگسستم نرميدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم ، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ، بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم 

 
دوست داشتن برتر از عشق

? آتشهايي که مي پزند، آتشهايي که مي سازند ؛آتشهاي سرد، خنک کننده ،خوب، پاک، روشن،نامرئي، . .. نيرو آن آتش عشق در خدا !! چه کسي به اين پي برده است ؟ آتش عشق در روح خدا ، آتشي که همه هستي تجلي آن است ،آتش گرم نيست ،داغ نيست .چرا؟ نيازمندي در آن نيست ،تلاطم در آن نيست، نا استواري ، شک، تزلزل ،

اين آتش عشق در خدا !يعني چه؟آتش عشق که اين جوري نيست ..... پس اين آتش دوست داشتن است. آري.

آتش دوست داشتن است،عجب ! ؟ منهم مثل همه عارف ها و شاعرها حرف ميزدم.آتش عشق !؟ آنهم در خدا !
؟
نه ، آتش دوست داشتن است که داغ نيست ، سرد نيست، حرارت ندارد؛ چرا؟ که نيازمندي ندارد؛ که غرض ندارد؛ که رسيدن ندارد،که يافتن ندارد،که گم کردن ندارد ، که به دست آوردن ندارد ،که بکار آمدن و بدرد خوردن ندارد...
 
این نکته از دکتر علی شریعتی بود
 
خطم مطلب با یک اس ام اس
دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو پوستتو بکنم مي دوني چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سيب رو بکنه بايد همش دورش بگرده  
 
مطالب از وب http://www.kocholo.org بود

+ نوشته شده در ساعت 3:57 توسط مهرداد |

حاجی فتوحی اعلام کرد: به کوریه چشم بینندگان خانم دکتر بردیا رو هم می گیرم

یه ترکه میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

عبادت بعضي از ما مانند شيطنت بچه هايي است كه در مي زنند و فرار مي كنند

يادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی : 1ـ اتوبوس ۲ ـ مترو ۳ ـ دختر . حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد

دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره

به من گفتي كه دل دريا كن اي دوست، همه دريا از آن ما كن اي دوست، دلم دريا شد و دادم به دستت، مكش دريا به خون پروا كن اي دوست

حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن شيشه اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه

به ترکه مي گن: مي دوني امام رضا رو چه جوري شهيد كردن؟ مي گه : آره، نامردا تو حرمش بمب گذاشتن

هر وقت پيشم نيستي دلم برات تنگ مي شه... هر وقت هم که پيشم هستي دلم برات تنگ مي شه...اي مردشورتو ببرن که بود و نبودت يکيه

عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من و تو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم

بگذار که در حسرت ديدار بميرم در حسرت ديدار تو بگذار بميرم دشوار بود مردن و روي تو نديدن بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بميرم تا بو ده ام اي دوست وفادار تو بودم بگذار که اي دوست وفادار بميرم

اگر زندگی یک پرتقال در دستتان نهاد ، آن را پوست بکنید و به دنبال دوستی باشید تا با او قسمت کنید.

 

کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن

در روياهاي كودكانه آموختم به چيزي كه به من تعلق ندارد فكر نكنم اما ناگهان او همه ي فكرم شد

زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت انيشتن

التماس به خدا شجاعت است ، اگر برآورده شد رحمت است، اگر برآورده نشد حكمت است ، التماس به خلق ذلت است ، اگر برآورده شد منت است، اگر برآورده نشد خفت است

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است

تا حالا کسی بهت گفته که چقدر ناز و خوشگلی؟ نه؟ من هم نمی گم!

تست روانشناسی: اگر رنگ شورت شما: آبی: آرامش دارید. / قرمز: احساساتی هستید. / زرد: خیلی کثیف و بی تربیتی پاشو برو توالت

چند وقته دلم هوس تاب بازی کرده. اجازه می دی بیام تو ذهنت؟ آخه شنیدم مخت تاب داره!

به بنده خدا ميگن: سبز ليمويي رو توصيف كن. ميگه: شما آبي آسماني رو در نظر بگير، جيش كن توش!

با رفتن ماه رمضون درهای رحمت بسته می شه بپا لای در نمونی

آبادانيه يه پنجاه توماني تقلبي ميسازه لو ميره ميگيرنش... آبادانيه ميگه از كجا فهميدين كار منه؟ ميگن: آخه گاگول كنار در دانشگاه سراسري سمبوسه فروشي كجا بوده؟!؟!؟

به يارو ميگن با حسين فهميده جمله بساز ميگه: اصغر گوزيده حسين فهميده!!!

عربه ميره توالت تا ميشينه يه آروغ اساسي ميزنه... ميگه اه باز برعكس نشستم !!!

سال 2200 پسر از مامانش ميپرسه مامان من چه جوري به دنيا اومدم؟

مامانش جواب ميده از اينترنت دانلودت كردي..

تهرانيه به تركه ميگه شما به خر ميگين داداش تركه ميگه آره داداش!!!

 

+ نوشته شده در ساعت 3:42 توسط مهرداد |

اونایی که میخوان تا سریع به سن تکلیف رسیدن یکی رو عین خودشون بد خت کنن یعنی برن زن بگیرن اول مزایای مجرد بودن رو بدون بعد خودت حساب کن دیگه متاهلی خوبه یا مجردی*****

مزاياي مجرد بودن  

شماره 5

مجبور نيستيد عادات شخص ديگري را تحمل كنيد

عادت كرديد وقتي او از ماشين خودتراش شما براي زدن موهاي پايش اسـتفاده ميكند، با فروتني هر چه تمام تر چشم پوشي كـنـيـد. روشـن كـردن شـمع هـاي معطر در همه اتاقها ديگر قابل تحمل نيست. ميتوانيد با آرامش كامل بدون اينكه مجبور به تحمل خرخر كردن او باشيد بخوابيد و ديگر كسي نيست كه بدون اينكه ككش بگزد هـمه پـتـو را روي خودش انداختـه و شمـا را از آن مـحروم نـمايد. بـجز خود شما هيچ فر ديگري وجود ندارد كه بخواهيد به دلش راه بياييد. به بردباري و شكـيـبـايي خود استراحـتـي سزاوار هـديـه نموده و در آرامش و راحتي زندگي كنيد.

 

شماره 4

مي توانيد هر كاري را در هر موقعي كه بخواهيد انجام دهيد

مجرد بودن شما را از انجام كارهاي يكنواخت و حلقه محاصره عادات روزانه خارج ميكند. زمـاني كـه تـوانش را داريد، شهامت بخرج دهيد. بـا دوسـتـان خـود بـه مـاهـي گـيـري و سفرهاي هيجان انگيز برويد. همه اين كارها را بدون اينكه مجبور به جواب پس دادن بـه فرد ديگري باشيد، مي توانيد انجام دهيد. اين نهايت و اوج آزادي است.

 

شماره 3

مي توانيد توجه خود را معطوف شغلتان گردانيد

زندگي همانند يك بازي تردستي مي ماند كه شما مجبوريد همه عوامل و عـناصـر را در هوا نگه داشته در حين اينكه به هر كدام از آنها بطور يكسان توجه ميكنيد. اما اگر يـكي از اين عناصر سقوط كرد و افتاد بايد توان خود را معطوف بقيه نماييد. در زمان تجرد زمان زيادي براي اختصاص دادن به كار و حرفه خود خواهيد داشت. ميـتوانـيد از اين زمان براي ارتقاي سطح شغلي و پيشرفت بيشتر استفاده نماييد. و لازم نـيـست نـگـران قـربـانـي كردن زندگي عشقيتان باشيد، چرا كه مجرد و نيرومند هستيد.

 

شماره 2

مي توانيد ارباب خودتان باشيد 

 روابــط عاشـقانـه مـتـرادف بـا مـصـالـحه و سازش است. در نهايت براي برقراري آرامش و مساوات مجبور به فدا نـمودن چيزهايي كـه دوسـت داريـد خـواهيـد شـد - يـك مـسابقه فوتبال و يا پنير اضـافي روي پـيـتـزايـتـان. از اوقـات تـجرد براي لذت بردن بيشتر از زندگي استفاده نماييد. در برخي معيارهاي كوچك، خودپسندي براي نفس مفيد است.

همچنين ارباب خـود بودن بمعناي اين است كه مجبور به پاسخ دادن به كسي نخواهيد بود. اينـكه بـه خـاطر همه مسائل و اتفاقات نياز به جواب دادن و استنطاق شدن داشته باشيد.

 

شماره 1

مي توانيد فرصتي براي پيدا كردن همسر ايده آل خود بدست آوريد 

در ايام تجرد ميـتـوانيد سعي و تلاش خود را براي يافتن محبوب و معشوق حقيقي خود بكار ببنديد. به عبارت ديگر با اين كار از ازدواجهاي عجولانه و نابخردانـه كـه مـمكن است يك عمر شما را به دردسـر انـداخـتـه و مـشـكـلات غيـر قابل جبراني ايجاد كند، خودداري خواهيد نمود.

مـتاسفانه برخي از افراد به دلايل نادرست زير ممـكن اسـت نـسـنـجيده و بـدون در نـظر گرفتن فاكتورهاي اصلي، اقدام به ازدواج نمايند:

  • رسيدن به سني بخصوص
  • ازدواج كردن همه دوستان ديگر
  • ترس بخاطر از دست دادن نفر فعلي
  • عدم موفقيت آنچناني در روابط پيشين و اينكه نفر فعلي اولين شخصي است كه علاقه نشان مي دهد

با وقت گذاشتن و بررسي بيشتر در مورد عوامل و فاكتورهاي ازدواج موفق مي توانيد از دوران تـجرد بـه عنـوان تـجـربه اي ارزشـمند براي شروع يك زندگي موفق و طولاني بهره ببريد.

 

روي درخشان تنهايي

هر چيزي دو رو دارد؛ خوب و بد. فقط كافي است بياموزيد كه چگونه مي توان آن جـنـبـه خوب را تشخيص داده و شناسايي نمود. اجتماع اهميت زيادي براي يافتن همسر قائـل است، چيزي كه هورمونهايتان شما را سريعا وادار به آن كار مي كنند. دفعـه بـعـدي كــه احـسـاس نـمـوديـد كـه نـيـاز بـه همسر داريد، اما به دلايلي امكان ازدواج در شـما وجود نداشت، اين 10 دليل  را مرور كرده و از مجرد بودن خود لذت ببريد.

+ نوشته شده در ساعت 2:18 توسط مهرداد |

خداییش اگه پستی رو خوندی

جون من نظرتو هم بده تا بفهمم وبلاگم خوبه یا بد

دمت گرم ولی بپا نسوزی

چون به یارو میگن دمت گرم زیرش میسوزه

چه خوشجله

 

یه حلقه لاستیک چقدر گرونه


برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب

+ نوشته شده در ساعت 3:0 توسط مهرداد |